عزت الله مولايى نيا همدانى

246

نسخ در قرآن ( فارسى )

يافته است ، بلكه در احكام غير قرآنى ؛ چنانچه قرآن كريم از هزاران حقيقت و واقعيّت عالم ملك و ملكوت ، لاهوت و ناسوت و . . . پرده برداشته و از غيب و شهود و حوادث دور و نزديك و خرد و كلان ، گزارش داده و حكايت مىنمايد . از رخدادهاى پديدهء « نسخ » نيز در قالب آياتى حكايت مىكند . بنابراين ، وى نه منكر نسخ است مانند ابو مسلم و نه مثبت آن است همچون مثبتين ، بلكه راه سومى را ارائه مىدهد « 1 » . ما به خواست پروردگار عالم ، در قسمت تبيين انديشه‌ها و انظار ، راجع به نوع و چگونگى نگرش اين پژوهشگر پر تلاش ، توضيح بيشترى خواهيم داد . 4 - دكتر محمد جعفر اسلامى ، محقق ، مصحح و مترجم كتاب « الناسخ و المنسوخ » تأليف مرحوم « ابن المتوج » و شرح عبد الجليل قارى ( ت 972 ه . ق ) نيز در مقدمه‌اى كه بر آن كتاب نوشته از اقسام گوناگون نسخ و امكان آن از منظر عقل ، دين و انواع ناسخ اعم از كتاب ، سنت متواتر و اجماع و عقل ، بحث كرده و پديدهء نسخ را مورد انكار قرار داده است « 2 » . 5 - پژوهشگر ديگرى از تلاشگران حوزهء دانشهاى قرآن از معاصرين كه نظريهء نسخ را با نگرش منفى تلقى نموده و آن را انكار كرده « على حسب اللّه » از اساتيد سابقه دار دانشگاه « أزهر » بوده است . وى كه از اساتيد دكتر عبد المتعال جبرى نيز مىباشد ، در كتاب « اصول التشريع الاسلامى » با توجيه و تأويل نصوص آيات سه‌گانهء نسخ ،

--> ( 1 ) كتاب « روايات المدرستين » در سال 1417 ه . ق در دو جلد توسط علامه عسگرى سامان داده شده و حدود نود صفحه در مورد نسخ ، در جلد دوم آن سخن گفته و در فرجام كار ، نظريهء خويش را بيان كرده و بر آن استدلال مىنمايد . ( 2 ) ر . ك : ابن المتوج ، پيشين ، ترجمهء دكتر محمد جعفر اسلامى ، صص 19 - 22 . مترجم ضمن بيان مبسوطى پيرامون نسخ و ذكر منكران و مثبتان ، نظر مىدهد كه از منظر عقل ، « نسخ » هيچ محظورى ندارد . و اما از ديدگاه شرع و تاريخ در وقوع آن ترديد مىنمايد ، حتى در آيهء نجوى كه مرحوم آيت اللّه سيد ابو القاسم خويى ( ره ) وقوع نسخ را در آن از باب ناظر پذيرفته‌اند . البته اگر در نوشتار اين مترجم محترم ، خوب ژرف‌نگرى گردد ، روشن مىشود كه اين پژوهشگر محترم همان حرفهاى مرحوم آية اللّه خويى را با اندك تغييرى گزارش كرده و لكن هيچ اشاره‌اى بر مأخذ و مدارك آن ننموده است و چنين وانمود مىنمايد كه همهء اين مطالب از تراوشات ذهنى خود ايشان است . بنگريد به آرش مردانىپور ، پىنويس ، ص 53 .